عيد سعيد قربان و دهه فجر بر همه شما مبارك باد... دهه فجر هميشه برام يه حس و حال خوبي داشته... يادآور خاطرات خوشي هست... شور و شوق دوران كودكي، دوران ابتدايي رو به يادم مياره... به نظرم ديگه حال و هواي اون موقع ها رو نداره، نظر شمام همينه؟
اوضاع مملكت بد جوري بهم ريخته است... به نظرم با بزرگترين بحران اين 25 ساله اخير مواجه شده ايم...انتخابات مجلس... مجلس عصاره يك ملت... ميزان راي يك ملت است... ماركسيست ها نيز در ابراز عقيده آزادند... نظارت بر انتخابات... بازنگري قانون اساسي و اضافه شدن نظارت استصوابي... حالا هم احراز صلاحيتها!... به اين چند نكته خوب فكر كنيد... اينهمه نماينده مجلس دوره ششم رد صلاحيت شدند. يعني عصاره چهار ساله اين ملت صلاحيت نداشتند... ملتي كه انقلاب كردند... 8 سال جنگيدند... خون دادند... شهيد و كشته و معلول و اسير دادند... تحريمها، محروميتها و حقارتها را تحمل كردند... دهان شرق و غرب را به خاك ماليدند... از بين رفتن آرزوهاي 22 بهمني شان را نظاره كردند و حرفي نزدند... غم از دست دادن امامشان، پدرشان، بزرگشان را چشيدند... با استعمار دنيا جنگيدند... با تهاجم فرهنگي مبارزه كردند... يكپارچه سازي فرهنگي رويشان انجام گرفت... حال به اينجا رسيده اند كه عصاره شان ناصالح از آب در آمده است... چرا؟ ... اشتباه از كجاست؟... اقليت عافيت نشين سالمند متحجر كه در صلاحيتشان، اصالتشان، انقلابي بودنشان و بر حق بودنشان محل شك و ترديد است، به اين نتيجه ميرسند كه اين عده صلاحيت ندارند!... به كجا ميرويم؟... اگر قرار بر احراز صلاحيت است پس ملت چه كاره اند؟... پس ملت موقع انتخابات چه كاري بايد بكنند؟... چه چيزي را بايد انتخاب كنند؟ نظر اين ۶نفر متعلق به دو نسل گذشته را؟.... .
ديروز روزنامه كيهان سال 57 را ديدم... اين تيتر نظرم را جلب كرد: ماركسيستها نيز در ابراز عقيده آزادند... توجه ميكنيد؟... ماركسيستها!!... كسانيكه علي القاعده هم با اسلام و هم با اين حكومت نيز مخالفند!...حال  به كجا رسيده ايم كه فرزندان اين ملت و نمايندگان اين ملت به خاطر نوشتن يك نامه به بزرگترشان بازخواست، توبيخ و رد صلاحيت ميشوند؟ ... به كجا رسيده ايم كه به اندازه يك ماركسيست نيز در ابراز عقيده نيز آزاد نيستند؟... يعني آيا اينها از يك ماركسيست نيز كمتر، بدتر، خطرناكتر و بي حق ترند؟... اگر اين نمايندگان صلاحيت ندارند پس چرا دوره هاي قبلي داشتند؟... اگر صلاحيت ندارند، پس تكليف اينهمه طرح و لايحه كه در طول اين 4 سال تصويب شده است چيست؟...اگر صلاحيت ندارند، پس چرا همين شوراي نگهبان بر اين طرحها و لوايح تصويب شده صحه گذاشته است؟ اگر اين عده در اقليت ، صالح هستند و بدور از معاملات و بازيهاي سياسي كارشان را انجام ميدهند، پس چرا دوباره عده اي را تاييد كرده اند؟ ... يا آن عده به حق رد صلاحيت شده بودند يا ناحق... اگر به حق رد صلاحيت شده اند، پس تاييد دوباره شان خيانت بزرگي به اين ملت است و اگر ناحق رد صلاحيت شده بودند و اكنون با فشار و معامله به اشتباهشان (!!!) پي برده اند و صلاحيتشان را تاييد كرده اند، نشان از خيانتي دوباره است... پس، اين چه شوراي نگهبان اقليتي است كه به جاي آنكه حافظ شرع و قانون باشد، دست به خيانت ميزند، آنهم خيانت در حق اين ملت!!... شوراي نگهباني كه اشتباه ميكند، چگونه صلاحيت نظارت بر قانون و انتخابات و تعيين صلاحيتها  را دارد؟
اكنون نه با بحران كردها و كمونيستها و كومله ، نه با بحران لانه جاسوسي، نه با بحران مك فارلين، نه با بحران مجاهدين خلق و بني صدر، نه با بحران جنگ 8 ساله، نه با بحران قائم مقامی رهبري، نه با بحران دادگاه ميكونوس، نه با بحران قتلهاي زنجيره اي و نه با بحرانهاي هر 9 روز يكبار خاتمي مواجهيم... اينك با بحران بزرگتري روبرو هستيم. بحران مشروعيت نظام!.. نظام هر چه دارد از ملت است و عصاره ملت صلاحيت ندارند... پس اينچنين نظامي مشروعيت مردمي ندارد... نمايندگان اين ملت رد صلاحيت ميشوند و در آخرين اقدام استعفا ميدهند...از اين پس هر چه پيش آيد يك « شمشير داموكلس » است كه بر سر اين يا آن ، خواهي نخواهي، فرود خواهد آمد... بر سر چه كسي، خدا ميداند.... بر سر هر كسي فرود آيد، تغييري در نتيجه نخواهد داشت... اهميتي در اصل قضيه ندارد.
ثمره انقلاب را به فرزندان انقلاب و صاحبان اصليش واگذاريد وگرنه سرنوشت صدام پيش روي همه ما ميباشد.
اين چند روزه همش به سرنوشت انقلاب فرانسه و اين جمله ارزشمند فكر ميكنم: انقلاب فرزندان خود را هم ميخورد!
بر آينده اين مملكت و خودم بيمناكم!
-----------------------------------------------------------------------------اين چند روزه خيلي گرفتارم. مانيتور و مودمم هم از كار افتاده و شده قوز بالا قوز!! ايندفعه شرمنده
اخوي گرامي شدم تا ارتباطم با شما قطع نشه. دارم ميرم شمال و مطلب بعديم را در روز تولدم خواهم نوشت!