نم نم،پسر عزیزم،وبلاگ محبوبم،تابلوی درونم،هشت ساله شد...و هشت سال عمری است،بس زیاد...خوشحالم...
خوشحالم که در این مدت توانستم بنویسم،مستمر و مرتب...خوشحالم که در این مدت طولانی به تکرار نیفتادم...و خوشحالم که این پسر کوچکم دیگر برای خودش مردی شده است...
وقتی به این مدت نگاه می کنم،به یاد دنیایی خاطره
می افتم،چه خاطراتی که از نوشتن دارم و چه خاطراتی که در زندگیم در این مدت داشتم و خیلی از آنها یا به نوشته تبدیل شدند و یا حس و حال نوشتن آنها،یادآور آنها می باشد...
من خوشحالم که با بزرگ شدن من،کودک درون من رشد کرد،حرفها و شلاق خلاصه ام هم رشد کردند...
مطابق هر سال،پنج وبلاگی که بیشتر از همه دوستشان داشتم را معرفی می کنم،هر چند در سالی که گذشت وقت چندانی برای این کار نداشتم...
1- لژیونلا 2- باز باران 3- ایرمان 4- لهر،کوهستانی از مه 5- جوراب پاره و انگشت آزاد
واقعا ممنونم که در طی این سالها من را تنها نگذاشتید و با نظراتتان من را همراهی کردید؛دوست دارم نظرتان را در مورد نم نم و پدر بدانم...

تولدت مبارک نم نم عزیزم...هورا

پ.ن:اولین پست...تولد یک سالگی ،دوسالگی ، سه سالگی ، چهارسالگی ، پنج سالگی ، شش سالگی ، هفت سالگی  نم نم...