يکسال گذشت.....

*

بعد از ۶-۷ ماه وبلاگ خونی و فکر کردن در مورد ساختن يک وبلاگ؛بالاخره نم نم ساخته شد....اوائل فقط دو سه نفر به وبلاگم سر می زدند که از آشنايان و خويشاوندان بودند...از همون اول هم؛کوتاه می نوشتم ولی خيلی خام و ضعيف بود....کم کم نوشتن از خود و درد و دل کردن جای مطالب  کوتاه رو گرفت؛روده درازيها شروع شد و دوران طولانی حکومت مطالب بلند در نم نم آغاز شد...يواش يواش داستان هم جايی لابلای نوشته هام پيدا کرد...و اين نقطه تحولی در نم نم بود...کم کم تعداد ويزيتورها بالا رفت و اين نشانه موفقيت وبلاگم بود....به تدريج نوشتن وبلاگ برايم تبديل به عادت شد؛عادتی که با علاقه همراه شده بود....پيدا کردن موضوع و سوژه و نوشتن اونها برام آسون شده بود....طنز هم بعد از مدتی پاشو توی نم نم گذاشت؛اما اوج مطالب نم نم داستانهای دنباله دارش بود که تونست با خوانندگانش ارتباط خوب و مناسبی رو برقرار کنه و اونها رو به دنبال خودشون بکشونه؛خودم هم اين داستانها رو با جون و دل نوشتم و خيلی دوستشون  داشتم و دارم....به تدريج مطالب نم نم جدی شد و توجه من به دنيای اطرافم بيشتر شد و از خود نوشتن کم کم فراموش شد و بالاخره پس از ۲-۳ ماه فکر کردن و سبک؛سنگين نمودن؛سبک فعلی ام در قالب تک نگاری رو شروع کردم که خودم بسيار ازش راضی ام؛يعنی بعد از يکسال دوباره رفتيم سراغ همون مطالب کوتاه؛اما اين بار تجربه يکساله نوشتن همراه منه!

**

در آستانه سالگرد تولد نم نم عزيزم؛يه واقعه ای پيش اومد که هنوز هم باورکردنش مشکله....يه فرد ناشناسی؛پس از هک کردن آی دی من؛تونست به نم نم هم دست پيدا کنه....دوستان زيادی با من همدردی کردند؛از همه اونها بخصوص بهرام عزيز؛دکتر کوچولو و سارا خانم که تو وبلاگشون اين مطلب رو نوشتند ممنون و سپاسگزارم...خلاصه اين مساله با لطف خود آقای هکر به خير گذشت!

***

قالب اين وبلاگ هم کار اخوی عزيزم دکتر لئو؛فارغ التحصيل رشته پزشکی ورودی ۷۵؛سرباز وطن در حال خدمت؛خوشتیپ؛خوش اخلاق؛مجرد ولی در پی يک دوست!؛با وفا و توپ و....می باشد که واقعا قالب بسيار زيبايی رو برايم طراحی کرد..ازش ممنونم...(خانمها لئو رو از دست ندين ها يواش يواش وقتشه!)

****

خيلی وقتها می شد که قول نوشتن مطلبی رو می دادم و بعد  به قولم عمل می کردم؛حالا يه سوال دارم که هر کی جواب بده جايزه می گيره؛اون هم اينه که من فقط به يکی از قولهام در مورد نوشتن يه مطلب عمل نکردم؛اون مطلب چی بود؟

*****

خب؛وبلاگ نويسی و وبلاگ خونی برام تبديل به يک مشق شبونه شده که اگه يه شب اين مشقمو انجام ندم خوابم نمی گيره..مسلما هر کسی فقط تعداد محدودی از اين همه وبلاگ فارسی رو می تونه بخونه؛من هم؛همه وبلاگها رو نخونده ام اما از بين تمام وبلاگها ۵ وبلاگ رو بيشتر از همه دوست دارم و هميشه می خونم:

۱-اعترافات يک متهم ۲-استامينوفن۳ -لبخند چشم تو ۴-و يکی بود؛يکی نبود ۵-چرند و پرند

اميدوارم نم نم هم جزو ۵ وبلاگ برتر شما خواننده ها و بلاگرها باشه!

******

مطالبم تا آخر شهريور ماه به طور کامل؛آماده شده...علاوه بر حرف و تک نگاری يه سری مطلب ديگه هم دارم که بتدريج می نويسم...سعی می کنم هر روز آپديت کنم....

*******

تو اين يکسال در پی حدود ۱۴۰ پست مطلب؛بيش از ۷۰۶۰ کليک ويزيتورها روی نم نم انجام شده که اين تعداد ويزيتور نمی تونه کم باشه؛نه؟

********

يکسال براتون نوشتم و حرف زدم....خيلی دلم می خواد بدونم از من چه برداشتی پيدا کرديد؟