سلام عزيزان من؛راستشو بخواين اين مطلب رو من ديروز نوشتم ولی به علت خرابی کامپيوتر نتونستم وارد وبلاگ کنم!و اما خود مطلب:
امروز دوم خرداد است.یاد 6 سال پیش افتادم.دوم خرداد 1376.سال دوم دبیرستان بودم.یادمه با شور و حال و انرژی از آقای خاتمی دفاع می کردم.سعی می کردم به هر کسی که می رسیدم یه جوری مخشو بخورم و وادارش کنم که به ایشان رأی دهد.شایعات زیاد بود.می گفتند که مردم به خاتمی رأی می دهند اما شخص دیگری به عنوان پیروز معرفی می شود.حالا به درستی یا نا درستی این شایعه کاری ندارم اما می دانم که آرای آقای خاتمی آنقدر قاطع بود(20میلیون)که جایی برای اماواگروتقلب و...باقی نگذاشت.یادمه وقتی نتایج را اعلام کردند از شادی در پوست خودم نمی گنجیدم.خیلی خوشحال شده بودم.اینقدر که قادر به توصیف کاملش نیستم.
آقای خاتمی به همراه کابینه اش شروع به کار کرد.مردم هم پشتش بودند.هر مشکلی پیش می آمد از اودفاع می کردندو مشکلات را ناشی از سنگ اندازی مخالفان او می دانستند.اوایل کار ایشان حرف نداشت.بر سر اصول خود می ایستادند وبا مردم همدل وشفاف بودند.فضای سیاسی کشور باز شد.محافل خودسر شناسایی و نابود گشتند.قانون محترم شمرده شد.هر چند موانع وجود داشتند و مخالفان سنگ اندازی می کردند ولی چون ایشان با صداقت عمل می کردند مردم دوستش داشتند و از او حمایت می کردند.اما.اما به تدریج ورق بر گشت.اکنون دیگر برای مردم فرقی نمی کند که خاتمی باشد یا دیگری.یأس جای امیدی که با آمدن او بوجود آمده بود را گرفت.تا به جایی که خیلی ها من جمله خودم از آن رأی پشیمان شدند.شاید او به درد همان کتابخانهء ملی می خورد نه صندلی ریاست جمهوری!
آقای خاتمی به کجا می روی؟
نمی دانم اسم کاری که کردی را چه بگذارم:خیانت؟معامله؟سازش؟محافظه کاری؟اقناع؟یا سکوت؟
در هر حال بد کردی.زمانی 20 میلیون نفر پشتت بودند و از تو حمایت می کردند.می توانستی تاریخ این سرزمین را جور دیگری ورق بزنی ولی حیف!
خداحافظ!