به جد٬ از دوستان خواهش می کنم که مطالبشان را کوتاه تر بنويسند...متشکرم:

حال:

جرج دربدر اگه می تونه در قبال اين نوشته من يه دو سه خطی بنويسه!!!!...اين بار هم به يکی از مشکلات شهرمان يعنی چاله  چوله های خيابان می پردازم.مضراتی که اين چاله ها می تواند داشته باشد عبارت است از:

۱-باعث خرابی و استهلاک اتومبيل ها می گردد.

۲-موجب ناراحتی روحی و کوفتگی جسمی سرنشينان می گردد.

۳-مشکلات روحی و جسمی سرنشينان٬باعث مراجعه زياد و مکرر آنها به پزشکان و در نتيجه فرسودگی و خستگی کادر پزشکی می شوند.

۴-چاله چوله های خيابانها موجب افزايش سر و صدای عبور اتومبيلها از خيابان می گردد.

۵-چاله ها باعث زشت شدن چهره خيابانها و افزايش زحمت شهرداری می شود.

بنا به دستور پدر ٬دلايلم را به طور خلاصه و کوتاه نوشتم٬اين که چيزی نيست پدر جان٬شما جون بخواين!

مير فندرسکی

---------------------------------------------------------------------------------

ضدحال:

از سطحی نگری ميرفندرسکی بسی متاسفم.ای کاش به مسائل کمی بنيادی تر و دوربينانه تر می نگريست و توجه می کرد.چاله های خيابانی فوايد بی شماری دارد که بودنش بهتر از نبودنش است.از جمله:

۱-فرسودگی قطعات اتومبيلها و نياز به قطعاتی نو و جديد موجب رونق صنعت اتومبيل سازی و در آمد زايی در کشور می شود.

۲-اين چاله چوله ها بيماريهای زيادی چون کمردرد٬سينوس پيلونيدال و ...را موجب می شود که هم برای پزشکان و صنايع مربوط به پزشکی درآمدزا است و هم موجب افزايش مهارت پزشکان می شود.

۳-چاله چوله های خيابان باعث تحرک و تکان خوردن مسافرين و در نتيجه ورزش و نرمش آنها می گردد که اين امر در درازمدت باعث سلامتی جامعه می شود.

۴-چاله های خيابانی نقش دست انداز را بازی می کنند و در نتيجه باعث کاهش سرعت اتومبيلها و حفظ جان عابران پياده می شود.

چون که آقای پدر خواهش کردند٬ما همينجا بحث را به پايان می بريم.اميد است تا ميرفندرسکی دست از کوته بينی و رجزخوانی های بيهوده اش بردارد و نوشتن در اين وبلاگ را رها کند٬باشد تا هدايت شود٬تا مطلبی ديگر و تا ضدحالی ديگر بدرود!

دکتر جرج