من نمی دونم چرا؟..چرا همیشه باید بجنگم؟..چرا برای بدست آوردن آرزوهام باید بجنگم؟..چرا روی هر چیزی که دست می ذارم آسون نمی شه بدستش آورد؟..چرا باید بجنگم تا بدستش بیارم؟ ..از زمانه باید شکایت کنم یا از خودم که خواسته هام سخت بدست آمدنیه؟..
جالب اینه که این جنگیدن بسیار لذت بخشه؛ چون اونوقت چیزی رو که به دست می آرم خیلی برام با ارزش می شه..ولی دیگه خسته شدم...دیگه بریدم...دلم می خواست مثه خیلی های دیگه بودم که خیلی راحت به خواسته هاشون می رسن...
کاش می شد اما نمی شه....