یه موضوع جالب جدیدا ذهن منو شدیدا به خودش معطوف کرده و اون هم سندرمهای* امتحانی است.یادمه ترم 4 که بودیم(ای یادش بخیر!چقدر زود گذشت!)استاد ایمونولوژی مون جناب آقای دکتر(پرفسور!)پاکزاد(که رحمت بر آن تربت پاک باد!)فرمودند:یک سندرم هست به نام سندرم دوران امتحان که بعضی ها در ایام امتحانات به اون دچار می شن و اون هم پیدا کردن آلرژی نسبت به کتابهای درسی است اگه خون این افراد را آزمایش کنیم می بینیم که تیتر آنتی بادیهایشان بالاست.
حالا این مسأله به کنار.. ولی سندرمهای دیگه ای هم هست.یکی از این سندرمها رو خودم کشف کردم که همگانی تره(در دوستان خودم هم مشاهده شده است)و عبارت است از افسردگی و به یاد غم و غصه هایی که تلمبار شده افتادن.
در این بیماری روحی که همزمان با ایام امتحانا شروع شده و با پایان ایام امتحان فلنگش رو می بنده و در میره فرد دچار دپرشن..افسردگی..ناراحتی..شده ..به یاد مشکلات و غم و غصه های گذشته و خلاصه کشتی های غرق شده اش می افته.این احساس ناشاد بودن هیچ دلیلی ندارد و فرد خود دلیل این حالت بد خود را نمی داند.ساکت می شود..تحرکش کم می گردد..در موارد نادر دچار اسهال دیسانتری می شود..حوصله درس خواندن ندارد.. به طرز عجیبی آمار تلفن حرف زدنش بالا می رود تا با یک نفر درد و دل کند و غمش را بیرون بریزد اما پس ازحرف زدن تغییری در اوضاعش بوجود نمی آید(فقط مقداری از وقت و پولش را تلف کرده است)...بعد ها اگه وقت شد حتما تحقیق جامعی در مورد این سندرم تازه کشف شده به عمل خواهم آورد.((اگر کسی علایم دیگری را هم مشاهده کرده لطفا به من اطلاع دهد ممنون)
و اما سندرم دیگری وجود دارد که دو تن از دوستان عزیزم(به زور دارم به خودم فشار می آرم که اسمشون رو نگم چون خواهش کردن که نگم"یعنی بمونین تو خماری اسمشون)کشف کرده اند و آن هم سندرم فرار از امتحان است که عبارت است از زیاد شدن خواب در ایام امتحانات.در حالی که در زمانهای عادی عمرا آدم خوابش بیاد ولی موقع امتحانات که می شه جهت فرار از درس خواندن به خواب پناه می بره.امان از امتحانا!
راستی نمردیم و فهمیدیم عبارت اسکول که فحشی است جدید با معانی و کاربردهای فراوان ریشه لغوی علمی دارد!امروز در جزوه سمیولوژی به این موضوع پی بردم.
کلمه اسکول از لغت انگلیسی(auscultation)که به معنی سمع صداهای داخل بدن می باشد گرفته شده است.بنابر این چنین استنباط می شود که اولین بار که این لغت به کار رفت به این معنا بوده که ((احمق جان به صدای درونت گوش کن))و به مرور زمان معانی دیگری جای این تعبیر را گرفته اند.این طور که معلومه ما ایرانی ها به صورت کاملا علمی به یکدیگر فحش و بد و بیراه می گوییم.بابا با کلاس!
فعلا!
*به مجموعه چند بيماری که با هم بروز می کنند!