۱-من از جنس آتشم و برتر٬چگونه بر اين موجود خاکی سجده کنم؟من اطاعت نمی‌کنم.
۲-زن٬ببين چی کشف کردم:اين دو تا سنگ را که به هم می‌زنم يه نوری پيدا می‌شه و اگه يه برگ خشک کنارش باشه روشن می‌شه٬عين اون نورهايی که چند شب پيش از آسمون اومد و طويله‌مون رو روشن کرد و گوسفندامون رو کشت و گوشتشون رو خوشمزه کرد.از اين به بعد می‌تونيم غذاهای خوشمزه بخوريم.من اسم اين روشنی رو آتش می‌ذارم.
۳-هم قبيله‌ای ها٬من ديشب فهميدم که حيوانات از آتش می‌ترسند٬ما می‌توانيم بوسيله آتش از حمله حيوانات درنده در امان باشيم.
۴-ای بت بزرگ از تو متشکريم که آتش را به ما دادی تا در سرمای زمستان٬خانه‌هايمان گرم باشد٬آمين!
۵-پادشاه به سلامت باد٬وسيله‌ای درست کرده‌ام که با آن می‌توانيم آتش را به داخل قلعه دشمن بياندازيم و اينگونه دشمنان را شکست دهيم.پيروزی از آن ماست.
۶-کدخدا٬با آتش می‌تونيم آب را گرم کنيم و در سرمای زمستون به حمام بريم.
۷-ای موبد بزرگ٬يه ماده سياهی کشف کرديم که می‌سوزه٬از اين به بعد می‌تونيم آتش جاويدان‌خودمون رو با اون هميشه روشن نگه داريم و با خيال راحت به عبادت خودمان بپردازيم.درود باد آتش جاويدان!
۸-اسکندر٬اگه واقعا دوستم داری و عاشقم هستی٬به اين خواسته من توجه کن و اجازه بده تخت جمشيد را آتش بزنم.
۹-بدينوسيله کليسا دستور می‌دهد تمامی کتابهای ضاله و شيطانی را به داخل آتش اندازند و بسوزانند و از بين ببرند.
۱۰-هی ليلی٬شعله چشمان تو٬جانم را آتش زد و بسوزاند٬مجنون از عشق تو سوخت و سر به بيابان گذاشت.
۱۱-ای آتش اصلا سرخی نخواستم.همان زردی که به تو دادم پس بده٬خودم با سيلی صورتم را سرخ نگه خواهم داشت.(
نم‌نم٬چهار‌شنبه‌سوری‌۱۳۸۲)
۱۲-سينما آزادی با تمام خاطراتش در آتش سوخت.
۱۳-بچه‌دست به‌اون نزن جيزه٬دستت می‌سوزه٬آتیش خيلی خطرناکه.باهاش بازی نکن.

۱۳ مرداد ۱۳۸۳