اين مطلب رو تقديم می‌کنم به سارا و عقيق و محمد و بقيه دوستان ديگرم که در خارج از ايران زندگی می کنند:

وطن يعنی اذان عشق گفتن٬وطن يعنی غبار از عشق رفتن
ايران٬کلمه‌ای که با هر بار به زبان راندن٬اشک تو چشمهام جمع می شه٬شايد به اين دليل که غم غربت رو چشيدم٬می‌دونم و لمس کردم که هيچ جايی ايران نمی‌شه٬هيچ جايی وطن نمی‌شه٬هيچ جايی اين خاک نمی‌شه٬خاکی که همه وجود ما از اونه٬خاکی که وجب به وجبش ناموس مونه...
من به چشم خودم ديدم مردی رو که به مدت ۱۸ سال هر روز به فرودگاه می‌اومد و وقتی هواپيمای ايران رد می‌شد٬پرچم ايران رو تکون می‌داد و عشقشو به وطن ابراز می‌کرد و می‌رفت٬من به چشم خودم ديدم فردی رو که به قول خودش ۱۰ سال بود تو غربت اسيره و پول برگشت نداشت و هر روز با گريه وارد سفارتخونه می‌شد٬کمی بوی وطن رو استشمام می‌کرد و می‌رفت..من به چشم خودم دلتنگيهای ايرانيان رو تو بهترين موقعيت مکانی و شغليشون ديدم که به عشق وطنشون گريه می‌کردند٬بايد باشين اونجا٬بايد ببينين تا بفهمين چی دارم می‌گم...
وقتی آدم از وطنش دوره٬هر چی هم داشته باشه٬باز حس می‌کنه يه چيزی کم داره٬يه چيزيش گم شده...اين چيز گم شده هويتشه٬تعلقاتشه٬خاطراتشه که مثل يه آهنربا آدم رو به سمت خودش می‌کشونه....
چقدر منو سوزوند٬وقتی اون زن انگليسی پسرشو توی جمع کتک زد و به من اشاره کرد و گفت:چند بار بهت گفتم با اينها بازی نکن!...هنوز که هنوزه منو می‌سوزونه....
و.....وای...چه لحظه قشنگ و شکوهمنديه٬زمانی که از هواپيما خاک وطن رو می‌بينی٬پاتو روی زمين می‌ذاری٬هوای وطن رو وارد ريه‌هات می‌کنی....بخدا يکی از بهترين لحظات عمره٬انگار دوباره هويتت رو بدست آوردی٬انگار دوباره شناسنامه‌دار شدی٬انگار دوباره من شدی٬دوباره می‌تونی تعلقاتت رو بدست بياری٬خاطره‌هاتو زنده کنی٬آدم اينقدر احساساتی می‌شه که غيرقابل توصيفه....
شايد٬شايد که نه حتما٬خيلی‌هايی که دارين اينجا رو می‌خونين يه پوزخند می‌زنين و می‌گين دلت خوشه بابا!.....ولی٬اونجا خبری نيست٬وقتی بری اونجا٬با تمام وجودت چيزی رو که گفتم حس خواهی کرد...
نمی‌دونم شما چی فکر می‌کنين٬ولی قسم به اون خدا همين الآن هم٬اگه به مملکتمون حمله بشه با تمام وجودم به جنگ دشمن می‌رم حتی اگه فقط يه نفر باشم...
اونجا هم که بودم به وطنم افتخار می‌کردم٬چند بار هم با دوستانم گلاويز شدم٬الآن هم با تمام حرفها به وطنم افتخار می‌کنم....
آری فرزندم٬وطن يعنی همينجا٬يعنی٬ ايران!
(من باز احساساتی شدم)

راستی از گور برگشته هم ديشب  توسط دوست ما آپديت شد