سلام دوستان!
امروز تو کتاب مشرق زمین گهواره تمدن به یک شعر بر خوردم.این شعر مال 5000 سال پیش هست.شاعرش از فیلسوفان مشهور مصر قدیم پتاح-حوتپ می باشد.چیزی که جالب هست اینه که شعرش و حرفش هنوز زنده و نو است "کهنه نشده.این نشون می ده که روزگار با گذشت 50 قرن!(چیزی نیست که)باز همون روزگاره و آدمها تغییری نکرده اند.
و اما خود شعر:
امروز با چه کس باید سخن بگویم؟
برادران اشرارند
و دوستان امروز دوستان محبت نیستند.
امروز با چه کس باید سخن بگویم؟
دلها همچون دل دزدان است
و هر کس کالای همسایه خویش را می رباید.
امروز با چه کس باید سخن بگویم؟
مرد شریف هلاک می شود
و بی آبرویان به همه جا می روند...
امروز با چه کس باید سخن بگویم؟
هنگامی که کسی با رفتار زشت خویش باید نفرت و خشم را بر انگیزد.
همه را به خنده می اندازد"گر چه گناه او پلید باشد...
تا نظر شما چه باشد؟