آن مرد آمد...آن مرد سوار بر اسب٬سوار بر رأی ملت آمد...آن مرد با خنده و مهر آمد...آن مرد سختيها را٬غمها را٬بی‌حرمتيها را به جان خريد...آن مرد آمد...خواست برود٬نگذاشتيم...آن مرد با گريه آمد...آن مرد با اميد آمد...زمين خورديم٬بلندمان کرد...کتک خورديم٬گريست...تحقير شديم٬گريست...بی‌عدالتی ديديم٬گريست...آن مرد گريست و شکست٬اما به خاطر ما ايستاد...آن مرد تخريب شد٬توهين شنيد٬اما آمد...آن مرد اما٬می‌رود...آن مرد می‌رود٬اما ما قدرش را ندانستيم...آن مرد می‌رود و ما به زودی زود٬قدرش را خواهيم دانست...آن مرد به ما جان داد...آن مرد٬ مْرد٬ از بس که جان ندارد!