خب٬يه مدتی از ورود اورکات به ايران می‌گذره و با استقبال بسيار زيادی هم روبرو شد...از همان روزی که تب اورکات همه‌گير شد تا کنون خيلی‌ها در مورد هويت اورکات٬ضعف و قوت اين سيستم٬جذابيتهايش و چرايی استقبال ايرانيان از آن نوشته‌اند...اين اواخر هم يه مطلب جالبی در يکی از وبلاگها ديدم که در مورد اعتماد کردن بيش از اندازه ايرانيان به اين سيستم نوشتند‌و از اينکه برخلاف روحيه محتاطانه‌ای که دارند تقريبا بی‌پروا به معرفی خودشان پرداخته‌اند و دنيای ارتباطات خودشان را در معرض ديد ديگران قرار داده‌اند٬تعجب کرده بودند؛که به نظر من هم مقاله‌ای جالب بود که نياز به شکافتن و پرداختن بيشتری دارد.
مساله‌ای که امروز می‌خواهم بنويسم در ادامه مطلب اون دوست عزيز ناشناس من می‌باشد٬درسته که اعتماد ايرانيان در اورکات برخلاف روحيه محافظه‌کارانه و دورويانه(مزورانه)هميشگی‌شان بوده٬اما به نظر من اين اعتماد باز هم کامل نبوده و باز هم اين روحيه وجود دارد.کافی است وارد اورکات شويد و نگاهی به عکس دوستانتان بياندازيد.می‌بينيد که خيلی‌ها که معمولا٬خانم هم هستند عکس خودشان را قرار نداده‌اند و يا عکس کودکی و يا محو و دور خودشان را قرار داده‌اند به طوری که اگر از نزديک نديده باشيدشان٬هرگز قيافه آنها را نخواهيد دانست و اين برايم جای سوال و تناقضه که چرا با اينکه اين‌قدر خود را به صورت باز معرفی کرده‌اند و همه را در دنيای خويش شريک نموده‌اند٬اما در مورد عکس خودشان اينگونه محتاطانه برخورد کرده‌اند؟...ايرانيان انسانهای پيچيده‌ای هستند.