خدايا هميشه دوستت داشتم و دارم...خدايا هميشه تو انتهايی‌ترين٬نزديک‌ترين٬ دوردست‌ترين و بهترين دوست من بودی...چرا اشکم را نمی‌بينی؟...چرا نم‌نم تبديل شده به سيلاب را نمی‌بينی؟...
هرگز دلم نمی‌آيد که کفر بگويم و از تو نا اميد شوم...خدايا اين تو بودی که هميشه کمکم می‌کردی٬پس چرا اين بار به حرف دلم گوش نمی‌کنی؟...تو شاهد گريه‌هايم بودی٬چرا اشکم را نمی‌بينی؟...خدايا تو قادر و توانايی٬ تو و بس!...به من رحم کن!
خدايا نگذار کافرت شوم!