۱:ببخشيد بچه ها که ديروز مطلب ننوشتم.شرمنده واقعا.کاری پيش اومد رفتم خوابگاه پيش دوستام و همونجا موندگار شدم.ولی خيلی حال داد تا ساعت ۲ شب واليبال بازی کرديم

۲:پريروز رفته بودم طرفهای تجريش.صحنه ای ديدم که خيلی عجيب بود.دو تا مامور نيروی انتظامی داشتند همديگه رو به قصد کشت ميزدند...وای به روزی که بگندد نمک

۳:گمان نمی کردم اما شد...آيا می شه اين دوست خوب؛جای دوستان خوب و قديمی و رفته ام را بگيرد؟

۴:راستی وب لاگ شيرين عسل راه افتاد.از آشنايان قديمی من است.

۵:نمی دونم اين آهنگ مرجان رو شنيدين يا نه(امسال شهرام صولتی اونو بازخونی کرده)؛من که خيلی دوستش دارم به ياد خيلی ها:

خونه خالی خونه غمگين خونه سوت و کوره بی تو

رنگ خوشبختی عزيزم ديگه از من دوره بی تو

مه گرفته کوچه ها رو

اما سايه تو پيداست

می شنوم صدای شب رو

می گه اون که رفته اينجاست

تو با شب رفتی و با شب

می آی از ديار غربت

توی قلب من می مونی

پر غرور و پر نجابت

حالا دست من تنها

شعر دستامو می خونه

قصه خوب با تو بودن

رو لبای من می مونه

خونه خالی خونه غمگين خونه سوت و کوره بی تو

رنگ خوشبختی عزيزم ديگه از من دوره بی تو

مه گرفته کوچه ها رو

اما سايه تو پيداست

می شنوم صدای شب رو

می گه اون که رفته اينجاست....

۶:تا لحظاتی ديگر