جای تک‌تک قهرمانان اين داستان می‌توانيم من و تو باشيم...کاش من و تو بتوانيم بهتر عمل کنيم...

-ممنونم محمود...تو خيلی برام زحمت کشيدی...نمی‌دونم چه جوری ازت تشکر کنم...
-نمی‌خواد چيزی بگی سارا...اين چه حرفيه...منو تو با هم نامزد هستيم...من هر کاری رو برای موفقيت تو انجام می‌دم...
-محمود...تو يکساله که هر روز منو می‌ياری شهر که برم سر کلاس کنکور...اين همه تو سرما و گرما زحمت کشيدی...اگه تو امتحان جمعه موفق نشم چی؟...اگه قبول نشم چی؟
-فکرش رو هم نکن...تو حتما قبول می‌شی...اين کارهايی هم که کردم وظيفه‌ام بود...
-مرسی محمود...تو بهترين مرد دنيايی...يه دنيا دوستت دارم(صدای بوسه)

***

-مبارک باشه سارا...ديدی قبول شدی...اگه بدونی که چقدر خوشحال شدم...
-مرسی محمود...همه‌اش به خاطر زحمتهايی هست که تو برام کشيدی...هيچ‌وقت اين کارهات رو فراموش نمی‌کنم(صدای بوسه)

ادامه دارد...