-اسمت چيه؟
-سارا...تو اسمت چيه؟
-شهرزاد...الآن کاری داری؟
-نه٬کاری ندارم٬چطور؟
-بيا بريم کافی‌شاپ يه بستنی بخوريم و حال کنيم...
-کافی‌شاپ کجاست؟
-روستايی ساده من..بيا بريم و خودت اونجا رو ببين...

***

-چی کار داری می‌کنی شهرزاد؟
-چی؟...سيگار رو می‌گی؟...خب٬چيه مگه؟
-مگه دخترها هم سيگار می‌کشن؟!!...من تا حالا نديده بودم...
-دختر و پسر نداره که!...من که خيلی باهاش حال می‌کنم...راحت باش...دلت خواست يه‌دونه بکش...

***

-سارا نمی‌خوای ابروهات رو برداری؟نمی‌خوای آرايش کنی؟بخدا اينقدر خوشگل می‌شی...
-آخه٬ما رسممون نيست دختر قبل از عروسی‌اش اين کارها رو بکنه...
-بی‌خيال بابا...يه بار امتحان کن اگه خوشت نيومد٬ديگه نکن...کسی نمی‌فهمه که!...

ادامه دارد...