بعد از مدتها٬دوباره می‌خوام هر از چندی٬مطالب قديمی‌ام رو بيارم...اين مطلب رو به تاريخ ۱۵ خرداد ۱۳۸۳ در نم‌نم  تحت عنوان طنز آورده‌ام...به زودی هم منتظر مطالب مسلسل‌وار طنز من باشيد...اينجا را به رگبار طنز خواهم بست!

طنز مطلبی نيست که شما را به قاه قاه بياندازد؛آنقدر که شکمتان از خنده زياد به درد آيد و به چشمهايتان اشک؛و فقط با آن بخنديد و بدون فکر از کنارش بگذريد و به حافظه نسپريد؛طنز مطلبی است که پر از معنی و حرف باشد؛پر از ايما و اشاره و يا حتی طعنه باشد؛مطلبی که وادارتان کند لحظه ای درنگ کنيد و بيانديشيد؛گاهی ممکن است به قدری تلخ باشد که اشک به چشمهايتان بياورد اما لبخند را از لبهايتان دور نمی کند؛طنز مطلبی است که از زاويه ديدی ديگر به آن نگريسته شده باشد؛همراه با تعمق و تفکر کافی؛حواسمان باشد فاصله بين طنز و هزل و هجو و کمدی و جوک به اندازه باريکی يک مو است؛مبادا اين باريکی ما را به اشتباه بياندازد؛باز هم تکرار می کنم طنز مطلبی نيست که شما را به قاه قاه بياندازد!