قبل از هر چيز بايد بگم که اين مطلبم به صورت کلی نوشته شده و هستند در اين قشر که بسيار همکاری خوبی با هم داشته و داريم و از بودن در کنارشان لذت برده‌ام و چيزهای زيادی نيز ياد گرفته‌ام...اميدوارم همه٬حتی ما نيز خودمان را اصلاح کنيم...

پرستاران قشر زحمتکشی هستند...انجام خدمات پزشکی و درمانی در بيمارستانها بدون حضور پرستار امکان‌پذير نمی‌باشد...در بيمارستان٬پزشک و پرستار خدماتشان به هم وابسته است و به همکاری يکديگر نياز دارند...در ظاهر اين دو قشر بايد همکاری و رابطه کاری مسالمت‌آميزی داشته باشند؛اما چرا اين دو قشر با هم نمی‌سازند و روابط کاری حسنه‌ای ندارند؟
قصد دفاع مطلق از پزشکان را ندارم٬اما به نظر من ريشه مشکلات به پرستاران برمی‌گردد...
اکثريت کسانی که در دبيرستان به رشته تجربی می‌روند در آرزوی قبولی در رشته پزشکی و دندانپزشکی و تعداد محدودی نيز علاقه‌مند به رشته داروسازی هستند و کمند افرادی که اين سه رشته را به عنوان ادامه تحصيل قبول نداشته باشند اما در سد کنکور افراد کمی در اين سه رشته قبول می‌شوند و بالطبع عده‌ای نيز در رشته پرستاری قبول می‌شوند...اين اولين علت است...
در رشته پرستاری بسياری از درسهای رشته پزشکی به صورت کمتر و خلاصه‌تر٬در حد نياز رشته و کارشان تدريس می‌شوند و همين موضوع سبب اين است که حود را نسبت به بيماری و مشکل بيمار٬در حد اطلاع پزشک بدانند و همين موجبات دخالت و تداخل در پروسه درمانی پزشک را فراهم می‌آورد و بالطبع اين موضوع موجب دردسر و اختلاف و بحث خواهد شد...اين هم دومين علت...
از آنجايی که پرستاران به صورت مداوم در ساعات کاری خويش در بخش و بيمارستان حضور دارند٬اين قسمت از ملک خدا را حوزه و قلمرو شخصی خويش به‌شمار می‌آورند و حضور پزشک اين خلوت شخصی را بر هم می‌زند...و اين سومين علت است...
چهارمين مورد٬دليلش را نمی‌دانم اما به کرات ديده‌ام و شنيده‌ام که اين قشر علاقه وافری به زيرآبزنی پزشکان و به دست آوردن نقطه‌ضعف آنها دارند٬کوچکترين خبری که از يک پزشک داشته باشند در عرض يک‌ساعت به کل پرستاران و پرسنل بيمارستان می رسانند٬حالا چرا؟خدا می‌داند...
همه اين دلايل باعث يک زمينه ذهنی منفی در پزشک می‌شود٬کافيست يک پزشک با توجه به اين مشکلات٬ در برخوردش با پرستار مقابلش احترام لازم را به‌عمل نياورد آن‌وقت اين سيکل منفی با شدت بيشتری ادامه خواهد داشت...
من خودم به‌شخصه کمتر با اين قشر مشکل داشتم و روابط کاری حسنه‌ای با ايشان داشته‌ام اما همه اين موارد را خودم ديده و لمس کرده‌ام...بماند از رفتار پرستاران ايرانی با بيماران و همراهان بيمار که باعث خجالت حتی من پزشک می شوند...
فقط چيزی که برايم جالب است؛اين است که چرا بايد قوانين روابط کاری بين پزشک و پرستار (لااقل در بيمارستانهای دولتی) همواره به نفع پرستاران باشد؟...پزشکان مظلومان هميشه تاريخ هستند!