-پسرم چی شد آقای دکتر؟
چطور می‌تونستم به چشمان ملتمس و هراسانش نگاه کنم و واقعيت را بگويم...نه٬از من ساخته نبود...خستگی بر تنم مانده بود...

فروردين ۸۵-بخش اطفال شهدا