مطلبی که می‌خوام بنويسم متعلق به ۲ سال پيش است...اين مطلب رو در يک وبلاگ ديگر نوشته بودم و هنوز٬با اينکه دو سال گذشته٬همچنان وقتی که اين رو می‌خونم و آن زمان رو به ياد می‌آرم٬اعصابم خورد می‌شه...اين مطلب در مورد مشکلات يک دانشجوی پزشکی پسر٬در بخش زنان و زايمان بيمارستان بوعلی٬در شهر تهران و کشور ايران می‌باشد...آنجا بود که فهميدم من٬به عنوان يک پزشک مرد٬نسبت به مريضهای زن٬نامحرم هستم...خيلی چيزها فهميدم...حسی که اين موضوع به من می‌ده دقيقا مثل حالتيه که انگار در زمان کودکی چند تا از هم‌سن و سالها با هم بازی می‌کنند و من را به بازی راه نمی‌دهند و بازيم نمی‌گيرند...خيلی حس بديه...خيلی!...بگذريم٬گفتم اين مطلب رو بنويسم تا هم يادی از گذشته کنم و هم مقداری از مشکلات جامعه پزشکی رو در اين مملکت اسلامی بگم...سعی می‌کنم مسائل پزشکی و پاره‌ای از مسائل اخلاقی رو که نوشته بودم ٬پاک کنم تا به درد همه بخوره...اين مطلب چون طولانی هست و خودم اون رو تو چند تا پست نوشته بودم٬احتمالا دنباله‌دار خواهد بود...بپردازيم به مطلب:

ما هم به بخش زنان رفتيم...چی بگم وقتی چيزی رو نمی‌ذارن ببينيم...می‌ريم درمونگاه فقط مريضها رو می‌شماريم...يعنی هفته پيش که نوبت درمونگاه ما بود کاری نکرديم و چيزی نديدم چون اجازه معاينه به ما ندادند...اين هفته هم که نوبت بلوک زايمان است...امروز هم چيزی نديديم چون کسی برای زايمان نبود...نتيجه اينکه من اطلاعاتم هيچ فرقی با ۲ هفته پيش ندارد!!!!...
اين مدت فهميدم که پزشک؛زن و مرد دارد...برعکس چيزی که همه می‌گويند؛پزشک مرد با پزشک زن فرق دارد...فهميدم که پزشک مرد محرم نيست...فهميدم در سالهايی که پزشکان فقط مرد بودند؛ملت گناه می‌کردند که زنهايشان را پيش پزشک مرد می‌بردند...يا لااقل به اين نتيجه رسيدم که پزشک مرد برای تمام اندامهای زن محرم است به جز يک جا...حالا چرا و اين که برای پزشک مرد اين يه قسمت چه فرقی با بقيه جاها می‌تونه داشته باشه خدا می‌داند!...توهين به پزشک در همه سطوح اين جامعه داره رسوخ می‌کند...در همه ابعاد زندگی داره رشد می‌کنه و متاسفانه کسی نيست تا از حق ما دفاع کنه چرا که عموم فکر می‌کنند که ماها بله ديگه...!!!در حقيقت پزشکی بيرونش بقيه رو می‌سوزونه و درونش ما رو!!!!...
يه چيز ديگه هم که برام جالبه اينه که فرق بخش اورولوژی و زنان چيه آخه؟...چرا پزشکهای زن می‌تونن مردها رو معاينه کنند و اجازه‌ای هم در کار نيست اما تو بخش زنان اون پيرزن ۸۰ ساله هم به من اجازه معاينه نده!!!!...آخه آدم دهنشو باز کنه بگه توی پيرزن ۸۰ ساله مگه چی داری که...؟
همه چيز رو بايد تو ذهنمون تصوير کنيم؛تو ذهنمون ببينيم...آخه نمی‌گن فردای روزی ٬اگه يه زن اومد پيشمون ما بايد چی کار کنيم؟...به نظر شما زشت نيست که من برگردم و به مريض زن خودم بگم که ببخشيد ما همين يه قسمت رو نخونديم؟...به نظر شما اون چه ديدی  نسبت به من پيدا می‌کنه؟...پيش خودش نمی‌گه که مگه پزشک محرم نيست پس چرا نذاشتن اين قسمت رو ياد بگیره؟...فکر نمی‌کنند که جامعه ما از همه گونه فرهنگی تشکيل شده؟...برای همه که نمی‌شه قانونهای مسخره و من درآوردی رو توضيح داد...برای خودم متاسفم...برای شغل پزشکی متاسفم که يه مشت متحجر و احمق رشته‌مان٬شغلمان٬همکارانمان را به بازی گرفته اند ٬توهين کرده‌اند و جيکمان در نمی‌آيد
يه سوال بزرگ هم از وزارت بهداشت يا دانشکده پزشکی يا هر کسی که مسوول ماست دارم:شما که با اين مشکلات آشنا هستيد؛يا راه حلی واسه اين موضوع پيدا کنيد يا اينکه وقت ما رو تلف نکنيد ...۲ ماه هم خيلی ارزش داره...بذارين بريم پی کارهای ديگه‌مون...به خدا اينقدر کار دارم که ۲ ماه وقت خالی هم واسه من غنيمته!!!!

ادامه دارد...

۱۳ تير ۱۳۸۳