اتاقی با چند تخت...چند انترن و همکار روی تختها خوابيده‌اند و بعضی نيز روی صندلی کنار ميز نشسته‌اند و با هم گپ می‌زنند و يا تلويزيون نگاه می‌کنند؛تلويزيونی که آنتن ندارد!...کيفيت غذا حتی از غذای بيماران هم پايين‌تر است...تلفنی که مدام در شبانه‌روز زنگ می‌زند و خواب را بر چشمان حرام می‌کند و تن همه را می‌لرزاند و يک انترن قربانی را به بخش يا اورژانس فرامی‌خواند...محيط سختی است...مثلا جای استراحت است٬اما چگونه می‌توان در چنين محيطی استراحت کرد و يا خوابيد...بلی٬اينجا پاويون بيمارستان است!