به صورت کاملا جدی در حال صحبت بوديم...صحبت درس و اين حرفها...با دخترها تا زمانی که رودربايستی وجود داره بيشتر اينجوری جدی صحبت می‌کنم...
گفتم:بايد درس خوند؛حالا حالاها خيلی مطلب مونده که بلد نيستيم.
گفت:آره٬درسته.
گفتم:فکر می‌کنم اگه با معلومات الآنم انترن بشم خيلی failure
دارم.
گفت:من هم همينطور؛واسه همينه که من هم اغلب صبح‌ها می‌رم کتابخونه شهدا بشينم درس بخونم.
يهو خنده‌ام گرفت...اما خودم رو نگه داشتم!
تو دلم گفتم:عمراً !

عليرضا