-شنيدی فلانی واسش خواستگار پيدا نمی‌شه؟
ـنه بابا٬چطور مگه؟
ـآره٬آخه هر روز می ره کتابخونه شهدا و تا شب اونجا می‌مونه.
ـآها٬بيچاره...ولی اونجا هم بايد بره تو نوبت...!