دختر در سن ۵ سالگی:مامانی٬امروز بريم بازار٬عروسک بخری واسم؟
مادر:نه مامان جون٬بايد بريم امامزاده صالح٬نذر دارم.
دختر در سن ۱۰ سالگی:مامانی٬برم خونه زهرا اينا بازی کنم؟
مادر:نه مامان جون٬به خاطر خوب شدنت نذر کرده بودم٬بايد بريم امامزاده صالح.
دختر در سن ۱۵ سالگی:مامان٬اجازه می‌دی امروز برم تولد سارا؟
مادر:وا٬دختر بايد بريم امامزاده صالح٬امروز سفره خاله زری‌ته٬يادت رفته؟!!!
دختر در سن ۱۸ سالگی:مامان دارم می‌رم کتابخونه مسجد درس بخونم.
مادر:عوض اين‌کارها برو امامزاده صالح دعا کن که کنکور قبول بشی.
خانم دکتر در سن ۲۴ سالگی:مامان می‌خوام برم امامزاده صالح واسه امتحان پره‌انترنی‌ام دعا کنم.
مادر:لازم نکرده٬عوض اين‌کارها وسايلت رو جمع کن برو کتابخونه شهدا و درست رو بخون٬بلکه اين بختت هم وا بشه!

پايان