آهنگ گل و تگرگ ٬ يکی از دوست‌داشتنی‌های سياوش قميشی...يکی از مقدس‌ترين آهنگهای زندگی‌ام...به ياد تمام روزهايی که اين آهنگ رو به اتفاق دوستان خوبم فرياد می‌زديم...:

قصه من و غم تو٬ قصه گل و تگرگه
ترس بی‌تو زنده بودن٬ ترس لحظه‌های مرگه
ای برای با تو بودن٬ بايد از بودن گذشتن
سر به بيداری گرفته٬ ذهن خواب‌آلوده من
هميشه ميون قاب خالی درهای بسته
طرح اندام قشنگت پاک و رويايی نشسته
کاش می‌شد چشام ببينند٬ طرح اندام تو داره
زنده می‌شه جون می‌گيره٬ پا توی اتاق می‌ذاره
کاش می‌شد صدای پات بپيچه تو گوش دالون
طرف دالون بگرده سر آفتاب‌گردونامون
کاش می‌شد دوباره باغچه پر گلهای تو باشه
غنچه سفيد مريم با نوازش تو باشه
کاش می‌شد اما نمی‌شه٬ نمی‌شه بيای دوباره
نمی‌شه دستات تو گلدون گلای مريم بذاره
کاش می‌شد اما نمی‌شه٬ اين مرام روزگاره ‌
رفتنت هميشگی بود دیگه برگشتن نداره

رفتن همواره يکی از مرام‌های تغييرناپذير زندگی است...دنيای بی‌مرام هميشه گلهای مريم زندگی‌مان را از ما می‌گيرد...می‌شود هر روز ای کاش گفت...اما٬هيچ‌گاه نبايد اين مرام‌های روزگار و زندگی را از ياد برد...رفتنهای هميشگی ديگر برگشتن ندارد...افسوس و جای خالی و هزار خاطره دارد...