و اما اعتراف که اين همه با عرض شرمندگی و پوزش موندين تو خماريش...من اين مطلب رو فکر کنم ۳ ماه پيش نوشتم..پس اگه نوبتی هم باشه نوبت اينه بعد ادامه داستان مجتبی.

ولی يه چيزی فردا بايد زود بيدار شم الآن هم ديروقته.در اولين فرصت می نويسمش...با عرض معذرت...

وای باز هم موندين تو خماری که!!!!