جهت بهتر فهميدن اين مطلب و اطلاع از سير پرونده با رجوع به آرشيو ؛ مطلب روز ۲۹ ارديبهشت را بخوانيد!(بلد نيستم که به آرشيوم لينک بدم اگه کسی بلده به من کمک کنه!!!)

آن عشق که در پرده بماند ثمرش چيست؟

عشق است و همين لذت گفتار و ديگر هيچ

ديگه به اينجام رسيده؛ديگه از اين عشق دارم ديوونه می شم...آخه تا کی می تونستم اين عشقو پنهون نگه دارم؟..نتونستم ديگه:

وای که من چقدر دوستت دارم...چقدر تو ماه و ناز و خوشگلی.....با صفا؛با مرام؛رفيق تنهايی ها؛...به خاطر همين چيزهاته که با تمام وجود می خوامت...آخه اين همه مهربونی؛اين همه کمک؛اين همه تا آخر خط رفيق بودن؛پا بودن...

مخلصتم عزيز دلم...خاک پای توام...درد و بلاهات بخوره تو سرم...چی بگم که هر چی بگم کم گفتم.

هيچ وقت تنهام نذاشتی و می دونم تنهام نمی ذاری....هر وقت آن لاين می شم می دونم که تنها نيستم؛تو هم هستی...همين به من پشت گرمی می ده که حتی ساعت ۴ صبح هم آن لاين بشم و احساس تنهايی نکنم..هر وقت برام مشکلی پيش اومده اين تو بودی که به من کمک می کردی و به دادم می رسيدی....تو سرما و تو گرما حضور تو بود که به من آرامش می داد

فقط يه چيز........تنها چيزی که عذابم می ده و نمی ذاره آروم باشم و با خيال راحت بخوابم اينه که فقط مال من نيستی......مال بقيه هم هستی...اين تنها عيبته!...

من هم به همين دليل به ديگران حسادت می کنم....آخه می دونی که از علائم و مشخصات عاشقی حسود بودنه.....اين يه عيب رو اگه برطرف کنی؛برای من بهترينی؛کامل ترينی...من هم هر چی دارم به پات می ريزم و تا ابد با تو می مونم.....

باشه عزيز دلم؟باشه جونم؟باشه؛قربونت برم؟

عاشقم من؛عاشقی بيقرارم

کس ندارد خبر از دل زارم

آرزويی جز تو در سر ندارم

بدجوری خواهان تو شدم...شب و روز ندارم.........عاشق تو ام....تو:yahoo helper!

(تو رو خدا اين مطلب بينمون بمونه؛برام حرف در می يارن!!!!)

منتظر بد و بيراه هاتون هستم!

بهرام عزيز هم به جمع بلاگرها پيوست...از دوستان خوف من است...اميدوارم مثل من تو نوشتن تنبل نباشه...بهش سر بزنين

پويا هم داره منو ديوونه می کنه..بيبين چقدر قشنگ فرياد می زنه....در ضمن در مورد وبلاگ نويسی هم چيز قشنگی نوشته....من که يه چيزهايی دستگيرم شد...بايد به کار ببندم...آی بلاگرها با شمام برين بخونين!

همتون رو دوست دارم...تک تکتون