امروز هم مراسم پويه بود تو دانشکده...خيلی ها بودند..از خيلی از وروديها...و چه قشنگ گفت خانم دکتر عرفانی:می گن پويه رفته؛تو باور می کنی همکلاسی؟....می گن پويه ديگه بين ما نيست؛تو باور می کنی همکلاسی؟و....

نه من باور نمی کنم....باورش سخته....خدا بيامرزدش.....راستی نمی دونم چرا خبر مرگ اين عزيز معما گونه شده واسه خيليها منجمله مهر ۷۸....والله ما به خونه شون زنگ زديم؛خود باباش گوشی رو برداشت و همونچيزی رو گفت که بچه های ما می گن...خود من هم قضيه رو از يکی از دوستام که شيراز درس می خونه(مهر ۷۹) شنيدم....حالا اين شايعه تصادف از کجا اومده نمی دونم...ولی مهم نيست؛مهم اينه که پويه رفته...همين

امروز همش داشتم به مرگ فکر می کردم...چقدر می تونه نزديک باشه...و چقدر ترسناک....به يه چيزه ديگه هم فکر کردم؛تا وقت هست بقيه بچه ها مشکلات رو بذارن کنار و با صميميت کنار هم باشند...پشيمون می شيم ها..بيايم تا زنده و سالم هستيم قدر با هم بودن رو بدونيم وگرنه....

راستی باز هم يه خبر ناراحت کننده ديگه...اکرام رو يادتونه؟.....آخر هفته پيش درگذشت...راحت شد ولی

و يه خبر ناراحت کننده ديگه:ويگن جون من هم مرد...بغض پاييزی ابرم..و چقدر قشنگ نوشت لئو در اين مورد...

راستی پاتک زده شد..امتحان افتاد ۱۷ آبان...امضای آخر رو از آقای دکتر فاضل ؛من و دوستم سيامک رفتيم گرفتيم...

راستی من به کسی لينک بدهکارم؟.....کسانی هم که بهشون لينک دادم و بدهکارند هم ۱۰ روز وقت دارن وگرنه برش می دارم

وای تا يادم نرفته!...شرمنده بابت تاخير..اومدن ماه رمضان بر همهگی مبارک..ايشالله نماز و روزتون قبول حق..منو هم دعا کنين

برم لالا که خيلی خسته ام