با سلام خدمت بینندگان و خوانندگان عزیز!لیالی قدر را گرامی می داریم...نخست اهم اخبار:

1:به علت سرماخوردگی شدید به جمع روزه خواران بی حیا پیوستیم

2:در این مدت درس بی درس؛خوردیم و خوابیدیم و به ریش ارتوپدی خندیدیم

3:اکثر دوستان آپ تو دیت کردند

4:چهار شنبه افطاری بزرگ تحکیم وحدت در دانشگاه برگزار گردید و جمعی از بزرگان سیاسی کشور در آن شرکت کردند و حرفهایی بسیار خفن هم ردوبدل شد؛بطوری که بر جان خود بیمناک شدیم

5:احساسات نوستالژیک کماکان ادامه دارد

6:چند کتاب داستان و رمان و فلسفی خفن خوانده گردید

7:با اینترنت آشتی انجام شد

۸:فدائيان اسلام شيرين عبادی را به مرگ تهديد کردند

با تشکر که تا اینجا با ما همراه بودید؛ می پردازیم به مشروح اخبار:

خیلی ناراحتم که روزه نمی گیرم...یه جور احساس شرمندگی....برای اولین باره که روزه نمی گیرم...تا حالا نشده بود...ولی خودمونیم ها روزه خوری هم عالمی داره ها!

تو این مدت چند تا کتاب خوندم ولی یه کتاب خیلی رو من اثر گذاشت..از اولش هم می دونستم که اثر می ذاره...برای سومین بار خوندمش و تازه ازش سر در آوردم...کتاب بوف کور اثر صادق هدایت.....متن بسیار وحشتناکی داره...همون اول با این جمله آغاز می کنه:در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد...می دونین چی جالبه؟تک تک متن این کتاب مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد...واقعا نویسنده بزرگی بود...مجذوب نوشتنش شدم....و یه جمله جالب دیگه هم داشت:تنها مرگ است که دروغ نمی گوید!

رجبعلی مزروعی تو افطاری چهارشنبه جمله قشنگی گفت که حیفم می یاد اینجا نگم:ایران یک ملک مشاء است....این ملک مشاء متعلق به یه جمع یا محفل یا افراد خاص نیست بلکه متعلق به همه ملت ایران است وجب به وجب آن!

این ایام که سوگواری امام اول شیعیان هست حال و هوای خاص خودشو داره...جا داره یه جمله از اون حضرت بیارم:پیش از تصمیم گیری مشورت کن و پیش از اقدام به انجام کار بیاندیش!

از احساسات نوستالژی:چند روز پیش بود که داشتم تقویم پارسال رو نگاه می کردم...رسیدم به روز 21 آبان...می دونین چی نوشته بود؟....جلسه نشریه همکلاسی....کسی نیومد....بلی در اون روز ما یه رکورد رو به خودمون اختصاص دادیم:برگزاری جلسه نشریه بدون حضور حتی یه نفر.....راستی چقدر دلم برای نشریه تنگ شده....فعلا که دوران محکومیت یه ساله اش رو می گذرونه!

تو وبلاگ دکتر شاهرکنی یه لینک جالب دیدم که به آدم می گفت به درد چه رشته ای تو تخصص می خوره...برای من که همش جراحی اومد...1:نوروسرجری..2:توراکس سرجری..3:پلاستیک سرجری 4:اورولوژی و.....آخرین رشته هم اطفال!...ببینین چه طور آدم رو مجبور می کنن بریم جراحی!!!

یه متن جالب از وبلاگ تازه آپ شده:...امان از دست روزگار...بايد جنگيد و مبارزه کرد...نبايد ناميد شد...وگرنه زمين می خوری...اون وقت شايد ديگه نتوانی بلند شی...زندگی يعنی سازش...از فرصت ها استفاده کردن...جرات و شهامت داشتن...به جنگ مشکلات رفتن...!!!...بهرام جون معرکه نوشتی

یه چیز جالب هم شبنم نوشته:یه دختر افغانی دختر شایسته جهان شد...

یه آهنگ بسیار زیبا که از وبلاگ شقایق کش رفتم:

listen to the falling rain

listen to it fall

and with every drop of rain

you know i love you more

let it rains all night long

let my love for you go strong

as long as we're together

who cares about the weather?

listen to the falling rain

listen to it fall

and with every drop of rain

I can hear you call

call my name right out loud

I can hear above the clouds

and I'm here among the puddles

you and I together huddle

listen to the falling rain

listen to the rain

it's raining

it's pouring

the old man is snoring

wnt to bed and bumped his head

he could'nt get up in the morning

listen to the falling rain

listen to it fall

and.....

ديوونه اين آهنگ شدم...پدرم در اومد تا متنش رو پیاده کردم

راستی می دونستین استامینوفن خیلی از جملاتش رو(با عرض معذرت)از من می دزده و می نویسه و به روی خودش نمی یاره؟...هر چند وبلاگ جالبی داره...البته قبلا ها بهتر بود...ولی درست نیست حرفهای منو بیاره تو وبلاگش و ذکری از منبع نکنه!!!

و در آخر ممنون بابت نظراتتون راجع به مطلب قبلیم...یه دنیا ممنون!

اين دفعه ادامه داستان رو می نويسم...قول!