حرف 980

عاشق دختر زندان‌بانم گشتم...

/ 16 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
lfardin

salam father man esme shoma ro nemidunam.chon az veblogetun khosham umad dus dashtam bahatun ashna sham

سید علیرضا رئیسی

از کرامات شیخ شیخ ما را گفتند : سال خرگوش را در احوال کواکب و سیارات در هنگام رصد چگونه یافتی از حوادث و غرایب ؟ پس بفرمود : سه کس در این سال به سلامت و امانت بودی از جمیع جهات بدان و مراقبت کن : اول آنکه خر بودی بالذات دوم آنکه دیگران خر نمودی به نیات سوم آنکه به خریت زدی خودت را در جمیع وجنات مریدان را تاب نماند و بی قرار گردیده و جملگی آزُردی و یک یک متفرق گشتی مگر یک نفر پس شیخ نیز به قصد سفر بر او جلوس نمودی تا از این عمل مریدان را از وجود خویش محروم گرداندی [قهقهه][قهقهه][قهقهه]

طناز

عاشق واقعی سعی در تکامل و دگرگونی نفس و روح خود میکند و عشق واقعی نیز فرد را به کمال میرساند

s.r

نمیدانم باید تسلیت بگویم...که اگر رها شوی باز در زندانی... یا تبریک ...که ایام زندانی بودنت اوج آزادیست....

نوا

واییییی من چند وقته اینجا نیومدم!! اورولوژی می خونید دکتر ؟؟ می دونم دیگه خیلی دیره ولی تبریییییییییک من یه ماه بخش یورولوژی بودم همچین بگی نگی رزیدنت های باحالی داره محیط هم که کاملا مردونه:)) سر عمل هم کلا بحث رزیدنت های زنان و دخترای خوشگل دانشگاه بود!:)

علیرضا

هر چقدر میگذره و من وبلاگتو میخونم میفهمم که چقدر دوستت دارم راستی پدر توی بیمارستان دیدمت اما جلو نیومدم چون مطمئن نبودم خودت باشی

مریم

و من نیز عاشق احساسات قلبی ام شده ام... بی آنکه زجری به دیگری دهم، خودم زجر را به جان خریده ام.......

خداییش چقدر فکر می کنی این جملات رو می نویسی؟انقدر از سادگی و خوش باوری دیگران سوءاستفاده نکن.