حرف 998

به خود تکیه می‌کنم تا از تنهایی زجر نبرم...

 پ.ن:بعد از مدتهای مدید و طولانی،مردگان از گور برگشتند...


/ 16 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یگانه

ممنون از اینکه یادآوری کردین که آدما نباید همیشه ینبال تکیه گاه خارجی باشند.

گلستان

تو مترو خانمی داشت واسه دوستش یا خواهرش از دوست دختر شوهرش میگفت وتنهایی خودش قصد فضولی نداشتم اما خوب دیگه شنیدم .شنونده پیاده شد به قصد عذر خواهی به خانم گفتم من ناخواسته حرفاتونو شنیدم ببخشین ناراحت شد اما گفت اشکال نداره شاید خیریت داشته.می فکر کردم گفتم آره شاید.گفت چی فهمیدی؟گفتم شاید ذر برخورد با مرد اگر چه بدونیم متاهل هست رعایت اخلاقیات بکنیم شاید یارو به گناه بیافته. ازش پرسیم چرا از این مرد کثیف جدا نمیشین گفت دو تا بچه دارم به خاطر اونها تحمل میکنم. ناراحتت نمیکنه؟ گفت نفرینش کردم خدایا هیچوقت ارضا نشه همیشه تشنه باشه با بودن با هیچ زنی لذت نبره و چشمش دنبال دیگری باشه. گفتم چی خوشحالت میکنه؟ گفت وقتی پسورد میذاره رو گوشیش باز با خودش تو دستشویی حمام میبرش یعنی با آدم قبلی هم نساخته این جدید دوباره! وقتی تنهاست چه بیرون چه تو خونه شارز گوشیش تمام میشه از بس زنگ میزنه به گرل ها.لزت بخشش اینه که من که میام و اون گوشیش زنگ میخوره جواب نمیده کیف مینم چون حالا میدونم 26 باری به یارو زنگیده اون جواب نداده حالام که این نمیتونه. اما زورم میاذ وقتی با تلفن به دروغ حرف میزنه خرم میفهمه

گلستان

هنوز تو فکرشم با آرامشی گفت جای خال منو تو زندگیش همشون به کمک هم نمیتونن پر کنن. و چشم ناپاک اون که به ناموس مردم نگاه بد میکه رو فقط خاک گور پر میکنه

یگانه

تنهایی منشائ تمامی دردها, رنجها بی انگیزه گیها و نا امید بودن هاست.

مرجان

کار خوبی میکنی دکی پدر [مغرور] نمیدونم چرا هرچی فکر میکنم اسمت یادم نمیاد آهااااااااااا یادم اومد دکی حامد [عینک]

یه جوجه اردک زشت /یکی مثل هیچکس

آدم ها توی همه چیز نمی تونن به خودشون متکی باشه.مثلن توی مسایل مالی و اقتصادی این درست میتونه باشه ولی توی مسایل احساسی و عاطفی تو هیچوقت نمی تونی از بقیه بی نیاز باشی .همینطور که یک نفر هست که تو میشی تکیه گاه اون خواسته یا ناخواسته تو هم باید به یه نفر اعتماد، تکیه یا هر عنوان دیگه ای داشته باشی.این طبیعت آدمیه

سیروس

خوب اما من وقتی مامانم یا خواهرام اجازه بهم نمیدن با خانمم باشم مجبورمیشم با زن و دخترای خیابون تنهاییم پرکنم

...

خسته ام! نه اینکه کوه کنده باشم نه ...!دل کنــــــــده ام!

talkative TUL

دکتر جان، منظورتون از مردگانی که ازگور برگشتند کیا هستن؟بروبچه هایی که وبلاگتونو می خوندنو نظر میذاشتنو بعدیه مدت غیبشون می زد وباز دوباره برمی گشتنو میگین؟[نیشخند]

talkative TUL

این به خود تکیه کردن اگر برامون جا می افتاد ،فکر کنم 99 % مشکلاتمون حل می شدن .... این جمله تون به درد خیلی جاها می خوره. دست شما درد نکنه قوت رو به زانوهای کم توان شده برمی گردونه.امیدوارم هرگز فراموشش نکنم.