حرف 1008

امان از گذشتن دوران طلایی یک رابطه...

/ 6 نظر / 30 بازدید
mahsa

که بعدش پشیمونی فایده ای نداره

سلام از پیر مرد پرسیدم دوست کیست؟ گفت : همان که محبتش مرا پیر کرد. http://hagheghat.persianblog.ir/

آزی

کدام جایِ جاده ، انتظارَم را می‌کِشی من این‌سویِ جاده از انتظارَت ، سیگار را با درد می‌کِشَم

s.r

هنر اینه که کل رابطه رو طلایی نگهش داری...[لبخند]

مینا

مردی سکوت کرده و آرام می رود آرام, چون طنین نفس هام می رود مثل کسی که دل به دلی جاگذاشته یک لحظه مکث کرده ویک گام می رود خورشید در نگاه نجیب اش پرنده ایست تا می رسم مقابلش از بام می رود تا می رسم گلایه کنم از نبودن اش از روزهای تیره تراز شام...می رود ((وقتش نبود...نیست...نرو!بیشتر بمان!)) لبخند می زند که به هنگام می رود من: مشت محکمی که به دیوارخورده ام او: سربه زیر دارد و آرام می رود... . . . من سالهاست اول این جاده مانده ام اوسالهاست رو به سرانجام می رود... تقدیم به پدر...

نسترن

اوه، ما ی گاد !!!! شعرانتخابی مینا خیلی قشنگه .اما علیرغم تصور واسه من نامطلوب اینه که طرف ،باوجود نارضایتی بازم بمونه.این که مرداین شعر، داره میره جای تامل داره... بایدیه لحظه ازش بخوای صادقانه مثل یه مردواقعی بهت بگه چرا داره میره....کاش میگفتن دنبال یک دوران طلایی جدیدهستن... نمیگن که!!! طرفوبیچاره می کنن بعدتشریف می برن،نه ؟؟؟؟؟