حرف ۱۰۲۳

خدایا٬تو تنهایی و من هم تنهایم...پس٬چرا تو خالقی و من مخلوق؟

/ 13 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahdi_mk

او تنهاست در هستی اما تو تنها شدی در هستی تنهایی او بی رقیبی و یکی بودنش هست و جای مدح دارد و تنهایی شدنت تو جای مذمت و تامل

حامد احسانبش (کشکول سابق)

همین جوری امشب به سرم زد سری به وبلاگهای قدیمی بزنم. ماشاالله. خوشم میاد که هنوز فعالی. زنده نگه داشتن یه وبلاگ اونم در طی 11 سال واقعا شاهکاره. انگیزه ات تو حلقم حامد جان :) همه وبلاگها به جز تو تعطیل بودند

بهنام

دکتر بسیار وبلاگ ادبی دارید، فراتر از رشتتون. در مورد تورژن بیضه اطلاتی دارید؟

miss-hiss

خب همه تنهاییم!نمیشه همه خالق باشیم که ! در ضمن از وبلاگای با قدمت خیلی خوشم می آد ! جالبههه حدودا 11 سال می نویسین!!!

چله نشین

سلام دوست قدیمی. فکر نمی کردم هنوز بنویسی؟ خوبی؟ ناراحت نباش . منم تنهام. مخلوق هم هستم. خوب باشی و شاد

داود(خورشید نامه)

سلام دکتر این کانون پیشکسوتان پرشن بلاگ چی شد پس! خداقل کامنتهای وبلاگ کانون پیشکسوتان را تاکید کنید بخندیم[نیشخند]

ر ا ی ع ت ب

تنهایی رسمه «بودنه» ... تو می آیی بدون اینکه خودت بخوای و می برنت در حالی که شاید نخوای ... حیات از نظر من چیز مزخرفیه ...

ستاره

پدر .. پدر .. پدر ... دلمان برای نم نم چکیدن دلنوشته های کوتاهتان تنگ شده بود ..